الملل والنحل للشهرستاني المتوفى سنة 548 ، ص 83 .

نظام گفته است که عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجربه سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . و فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود

 

الامامة و الخلافة، مقاتل بن عطيه ، ص160 و 161 كه با مقدّمه اى از دكتر حامد داود استاد دانشگاه عين الشمس قاهره به چاپ رسيده، چاپ بيروت، مؤسّسة البلاغ .

هنگامى كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت ، عمر ، قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه (عليها السلام) فرستاد ، و عمر هيزم جمع كرد و درِ خانه را آتش زد ... .

 

ابن أبي شيبه (239هـ) :

المصنف ، ج8 ، ص 572 .

هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوبترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو; ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.

اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتى على(عليه السلام)و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر(عليها السلام) به على(عليه السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد!

الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري ، تحقيق الشيري - ج 1 - ص   30 .

 

«ابی بکر به دنبال عده ای که حاضر نشده بودند با او بيعت کنند بود همان افرادی که نزد علی ( عليه السلام ) تجمع کرده بودند ، لذا عمر را به دنبال آنها فرستاد   عمر سر رسيد آنان را صدا كرد، ولى آنها اعتنايى نكرده و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت:

« و الذى نفس عمربيده لتخرجنّ او لاحرقنّها على من فيها».

به همان خدايى كه جان عمر در دست اوست، سوگند ياد مى كنم كه بيرون بياييد و گرنه خانه را با كسانى كه در آن هستند آتش خواهم زد. به عمر گفتند: اى اباحفص! فاطمه(عليها السلام) در اين خانه است. عمر پاسخ داد: باشد!!

در روايت ديگری آمده است : عمر با عده زيادی از انصار و افراد کمی از مهاجرين درب خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها آمده بود .

«ابن قتيبه» مى افزايد:

«... فاطمه(عليها السلام) چون صداى آنها را شنيد، باصداى بلند ندا كرد:

يا ابت يا رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب و ابن ابى قحافه...».  

الامامة و السياسة، ابن قتيبه، ج1، ص 30 .

اى پدر! اى رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)! ما پس از تو چه ها كه از (عمر) بن خطاب و (ابوبكر) ابن ابى قحافه ديديم...

اعلام النساء : ج 4 ، ص 114.

ابو بکر عمر را به دنبال عده ای که از بيعت با او سرباز زده بودند _ از جمله عباس و زبير و سعد بن عبادة _ و نزد آقا امير المؤ منين علی عليه السلام در خانه حضرت زهرا تحصن کرده بودند فرستاد ، عمر آمد و آنها را صدا زد که بيرون بيايند آنها در خانه بودند و از بيرون آمدن ابا کردند ، عمر هيزم طلب کرد و گفت : قسم به آنکه جان عمر در دست اوست يا بيرون بيائيد و يا اينکه خانه را با اهلش به آتش می کشم . به گفته شد ای اباحفص (کنيه عمر) در اين خانه فاطمة است ، او گفت اگرچه فاطمه هم باشد ( خانه را به آتش می کشم )